من خدا را دارم

شعر، داستان، آیه، نگاه، ترانه و...

باورت بشود یا نه

روزی می رسد که دلت برای هیچکس،

به اندازه «خدا» تنگ نخواهد شد

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۹ساعت 19:19 توسط yalda| |

خدایا

تمام نعمت هایت را هم بخواهم نادیده بگیرم؛
.
.
.
.
.
.
.
.
تو را نمیتوانم.

خانه‌ی خدا

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ساعت 12:33 توسط yalda| |

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۴ساعت 13:27 توسط yalda| |

با غمها میسازم... ♥ ※
با کنایه ها میســــــــــــــــــوزم....
به ادمهایی که مرا شکستند لبخند میزنم....
لبـــــخندی تلخ...
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــداوندا....
میشود بگویی کجای این دنیا جای من است؟؟؟؟
از تو ودنیایی که افریدی فقط در اعماق زمین یک قبر میخواهم
که در دور ترین نقطه جهان باشد...
خســــــــــــــــــــــــــته ام....

※♥خســـــــــــــــــــــــــــــــــــته...!!!!!!!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۴ساعت 13:22 توسط yalda| |

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۳ساعت 21:15 توسط yalda| |

دلم کمی اشک می خواهد و خدایی که باران چشمانم را ببیند

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۳ساعت 21:9 توسط yalda| |

خدایا

نیازمند توجه و نگاه هستم...هیچ کس توجهی ندارد...
تنها توجه و نگاه تو برایم مانده...آن را از من نگیر

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۳ساعت 12:7 توسط yalda| |

خدایا

وقتی تو را دارم مهم نیست کسی را ندارم

خدایا

وقتی تو کنارمی مهم نیست کسی کنارم نیست

عکس و تصویر تقدیم به کسی که کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زیستن میده.

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۳۰ساعت 12:6 توسط yalda| |

اگر کسی باعث زمین افکندن تو شد، خدا هست دستتوبگیره و بلندت کنه.

اما اگر خدا فردی رو که تو رو زمینت زده، به زمین بزنه، کسی دیگه نیست کمکش کن...

پرواز انسان به فراتر از ماه؛ یک گام نزدیک‌تر به واقعیت

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۸ساعت 12:11 توسط yalda| |

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۸ساعت 12:6 توسط yalda| |

خدایا

امشب دلم شکست .. دردش شبیه اشک از چشمانم ریخت...

فهمیدم تو داشتی نگاه می کردی..

چون بعدش جانمازم خیس بود

جنگ و زن

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۸ساعت 11:17 توسط yalda| |

خدایا

خوش بحالت که خودتی و خودت ....

اینجا.. روی زمین .. اگر با خودت هم باشی برایمان حرف است...

ملاقات با خدا

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۸ساعت 11:12 توسط yalda| |

حیف

تو را داشتم

و غیر تو را بنده شدم

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ساعت 11:30 توسط yalda| |

خدایا

بدون نوازش های تو میان دست های زندگی مچاله می شویم

نوازشت را از ما نگیر

 3- The Life story of

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ساعت 11:28 توسط yalda| |

خدایا دلم را به کدام وجه این دنیا خوش کنم ؟

دلخوش به حضور توام وگرنه مرا با این دنیا چه کار ؟

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ساعت 11:25 توسط yalda| |

بدون حضور خدا جایی نرو ..

 

به خیالت که به آبادی می روی؟

 

نه!!

 

چراغی که در سیاهی می درخشد،چشم گرگ است!!

flame

 

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ساعت 19:16 توسط yalda| |

خدا

از این نمی ترسم که کسی به روی من لبخند نمی زند...

می ترسم روزی آسمانت هم با من سر ناسازگاری داشته باشد...

 

می ترسم رها نشوم...

دانلود کتاب از من بدون تو میترسم

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ساعت 12:46 توسط yalda| |

خدا

خسته نمیشم از صدا زدنت..

تو هم خسته نشو از صدا زدنم...

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ساعت 12:42 توسط yalda| |

خدایا

اینروزا دلم فقط برای تو تنگ میشه...

میگن دل به دل راه داره...

یعنی میشه تو هم دلت برام تنگ شده باشه؟

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ساعت 12:39 توسط yalda| |

פֿבآیــآ...!

בرگلـو یـَمـ

بُغضے سـتـْ

ڪـﮧפֿـیـآلـٍ پـاره شــدטּ نَـבارَﬤ...

مـیـشَـوב مَـرآ بَـغَـلـ ڪُنْے...؟؟؟

خیلے تنهـآم

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ساعت 11:7 توسط yalda| |

خدایا!!!
این که میگی از رگ گردن نزدیکتری و اینا...
در حد شعور و درک من نیست
بغلم کن...

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ساعت 10:58 توسط yalda| |

دل آدم گاهی چه گرم میشود به یك  " نگران نباش من همیشه هستم"  

دستان خداوند

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۶ساعت 21:10 توسط yalda| |

خدایا مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود...

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۶ساعت 20:57 توسط yalda| |

ای کاش بودی تو...

می ترسم این لحظه...

آخه نگاه تو... آرامش محظه...

دستم بی حسه... انگار یخ کردم... انگار مشکوکم که بر نمی گردم...

این حس تنهایی .. تلخ و نفس گیره..

انگار این هجرت .. اجبار تقدیره...

تنهای

 

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۳۰ساعت 12:12 توسط yalda| |

صدای پای خدا را می شنوم که همپای من قدم بر می دارد؛

دیروز با خدا همقدم نشدم اما همه چی خوب بود خیلی خوب...

با خودم گفتم دیگه همیشهِ همیشه تنها میام...

 به آخر خط که رسیدم ؛ دیدم خدا ایستاده داره لبخند میزنه..

با غرور گفتم تو هم تنهام گذاشتی؟؟؟ اما من تنها هم تونستم تا آخرش بیام...

خدا لبخند زد و گفت: پشت سرتو نگاه کن...

برگشتم... واااای چقدر رد پای خدااا

تمام این مسیر پای من روی جای پای خدا بود.. در بُهت بودم...

خدا لبخند زد و گفت: بنده من امروز مسیرت سخت و دشوار بود زودتر از تو آمدم راه را برایت آمده کنم..

حالا تو بهم بگو چرا دیر آمدی؟؟؟!!!

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۷ساعت 19:8 توسط yalda| |

خدایا

صبح بیدارم نکن ... لطفاً

Journey.jpg

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۱ساعت 20:38 توسط yalda| |

خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم . .

نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم

دلم دیگر به جان آمد در این شبهای تنهایی

 

بیا بشنو تو فریادی که پنهان در گلو کردم

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۱ساعت 20:33 توسط yalda| |

من ترجیح می دهم به گونه ای زندگی کنم که انگار خدایی هست، و بعد از مرگ متوجه شوم که خدا نیست. به جای این که بگونه ای زندگی کنم که انگار خدایی نیست و بعد از مرگ متوجه شوم که خدایی هست ...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۸ساعت 12:18 توسط yalda| |

خداوندا!

 قرارم باش؛ یارم باش؛ جهان تاریکی محض است؛ می ترسم؛ کنارم باش!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ساعت 12:1 توسط yalda| |

خدایا...

اینبار خودت بیا
اما امشب....
بگذار همه بخوابند و فقط من بیدار باشم
قول میدهم نگویم: این همه وقت کجا بودی ؟

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ساعت 11:51 توسط yalda| |