X
تبلیغات
من خدا را دارم

























من خدا را دارم

شعر، داستان، آیه، نگاه، ترانه و...

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن


نوشته شده در جمعه 1392/02/27ساعت 12:14 توسط yalda| |


در سجده هنوز با تو سرسنگینیم

دلبسته ی این زندگی رنگینیم
دیوار وضوخانه پر از آیینه است

این است که در نماز هم خودبینیم


نوشته شده در جمعه 1392/02/27ساعت 12:10 توسط yalda| |

من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم....

 

فقط، آروم آروم  زمین رو ترک میکنم

نوشته شده در جمعه 1392/02/27ساعت 12:5 توسط yalda| |

خدایا....!!

 

خیلی ها دلمو شکستن...

 

امشب بیا باهم بریم سراغشون...!

 

من نشونت میدم تو ببخششون


نوشته شده در جمعه 1392/02/27ساعت 11:59 توسط yalda| |


خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار . . .
خسته ام ،
یا طلبم را بده ؛
یا طلبت را بگیر


نوشته شده در جمعه 1392/02/27ساعت 11:55 توسط yalda| |

ﺧﺪﺍﯾـــﺎ ...
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫــﺎ ﺣﺮﻓﻬـــﺎﯾﻢ ...
ﺑﻮﯼ ﻧـﺎﺷـــﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﻨــﺪ …
ﺍﻣـــﺎ ﺗـــﻮ…
ﺑـﻪ ﺣﺴـــﺎﺏ ﺗﻨﻬـــﺎﯾﯽ ﻭ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺑﮕـــﺬﺍﺭ .

خداااااااااااااااااااااايااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تنهام.... واقعا تنهام

نوشته شده در دوشنبه 1392/02/23ساعت 10:25 توسط yalda| |

صدق الله علي العظيم

راست گفت خداوند واله و بلند مرتبه

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/18ساعت 10:46 توسط yalda| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/18ساعت 10:45 توسط yalda| |


خدایا اگر من به تو بد کردم تو را بنده ی دیگر بسیار است.

اما اگر تو با من مدارا نکنی مرا جز تو خدایی نیست.!؟

****


پروردگارا!

اعتراف می کنم که گاه گاه از مشکلات زندگی خسته میشوم وانسانیتم کم رنگ می شود. اعتراف می کنم در مقابل آنچه آزارم می دهد به شدت تحلیل می روم.ای خـــــــدا مگذار به سبب خستگی هایم کسی را آزار دهم . مگذار آنچه را که حق می دانم به آن علت که آن را بد می دانند کتمان کنم و ای کاش بازگشتم تنها و تنها به سوی تو باشد.


نوشته شده در یکشنبه 1392/02/15ساعت 22:3 توسط yalda| |


خـُدايا

در ليـست آدمهـآيـَت

اِشـتبآهـي شـُده

اسـم مـَن ايوب نيست



نوشته شده در یکشنبه 1392/02/15ساعت 21:48 توسط yalda| |


خـُدايـآ ميشه بــِگي

دقيـقآ چه نـَقشي واسه زِندگي مـَن كشيـدي ؟

بــِگو شـآيـَد مـَنم كـُمكت كـَردم

نوشته شده در یکشنبه 1392/02/15ساعت 21:47 توسط yalda| |


 

يه لـَحظه گوش كـُن خـُدا

 نه بچه بازيه نه ادا اطوار ،

 جدي دارَم ميگم !

حـآلـَم اصلا خوب نيـست

نوشته شده در یکشنبه 1392/02/15ساعت 21:46 توسط yalda| |

نوشته شده در یکشنبه 1392/02/15ساعت 20:37 توسط yalda| |

خداااااااااااااااااااااااااااايا از دنياي تو بي تو مي ترسم.. هميشه كنارم باش... كنارم باش..

خداااااااااااااااااااااااااااااايا زمينت فقط قشنگ است اما هيچي ندارد.. هيچي..
 
آدماش فقط .....

نوشته شده در دوشنبه 1392/02/09ساعت 13:31 توسط yalda| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:24 توسط yalda| |

خـــدای خــــوبــــم...!!
خطا از مــن است...!!
می دانـــــــم...!!
از من که سالهاست گفته ام...!!
* ایاک نعبد *...!!...

اما به دیگران هم دلسپرده ام...!!
... از مـن که سالهاست گفته ام...!!
* ایاک نستعین*...!!
اما به دیگران هم تکیه کرده ام...!!
اما رهایــم نـــکن...!!
بیش از همیــــشه دلتنــــــگم...!!
به انــــدازه ی تمـــام روزهای نبــــودنم...!!

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:21 توسط yalda| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:20 توسط yalda| |

دلم کـــــــــــمی خدا میخواد…

کمی سکـــــــــــوت…

کمی دل بریدن میخواد…

کمی اشک…

کمی بهت…

کمی آغوش آسمانی

کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:19 توسط yalda| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:19 توسط yalda| |

آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را ،

و دریایى غرق نمی کند “موسى” را ؛

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد ،

تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش ؛

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد !

مکر زلیخا زندانیش می کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند…

از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمی توانند …

او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس ؛

به “ تدبیرش” اعتماد کن ،

به “حکمتش” دل بسپار ،

به او “ توکل ” کن ؛

و به سمت او “ قدمی بردار” ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را 

به  تماشا  بنشینی

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:18 توسط yalda| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:16 توسط yalda| |

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.

بعد از ظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود.

با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.

زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید:

چکار می‌کنی؟

چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!

باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی کنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نکنید!

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:7 توسط yalda| |

نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:5 توسط yalda| |


  • خدایـــــــــا .... می خواهم اعتــــــــراف کنم ! دیگـــر نمی توانـم ؛ خسته ام .... مــن امانتدار خوبی نیـستـم، "مـــــرا" از مـن بگیر .... مال خودت ! مــن نمی توانــم نگهش دارم ...!!


  • دلم هوای خودم را کرده است ایــن روزهـــا بیشــتر از هــر زمــانی دوسـت دارم خــودم باشــم !! دیگــر نـه حــرص بدســت آوردن را دارم و نه هـــراس از دســت دادن را .. هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــاطــر خــودم بخواهــد دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت . همین...


  • نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04ساعت 11:3 توسط yalda| |


    خدایا ، راهی نمیبینم ، آینده پنهان است
    اما مهم نیست
    همین کافیست که تو راه رامیبینی و من تو را . . .


    نوشته شده در سه شنبه 1392/01/27ساعت 12:55 توسط yalda| |

      خدا را دوست بدارید حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید...


    نوشته شده در سه شنبه 1392/01/27ساعت 12:50 توسط yalda| |

      کجا روم که چاره ساز ای خدا تویی نیاز هر چه بی نیاز ای خدا تویی . . . . .


    نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/22ساعت 13:40 توسط yalda| |

    نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/22ساعت 13:39 توسط yalda| |

      آسمان ، چشم آبی خداست ، نگران همیشۀ من و تو . . . .
    نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/22ساعت 13:37 توسط yalda| |


    آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . . .

    .

    .

    نوشته شده در سه شنبه 1392/01/20ساعت 13:26 توسط yalda| |